با درود به تمامی شهیدان راه آزادی مردم ایران 

اینها جملاتی بود که دژخیم مجتبی حلوایی در حین کتک زدن فرنگیس به زبان آورد  

«از دست شما دیگر ذله شده‌ایم. دیگر نمی‌دانیم چه کار کنیم. به هر ساز شما رقصیدیم ولی باز دوباره شما هر کاری که دلتان می‌خواهد می‌کنید 

فرنگیس محمد رحیمی با مقاومتش بازجوها را واقعاً کلافه کرده بود. قبل از شروع قتل‌عامها مجتبی حلوایی آمد توی سلول و مهری را از بین همه ما بیرون کشید و شروع کرد به کتک زدن. حلوایی ضمن کتک زدن فرنگیس می‌گفت: «از دست شما دیگر ذله شده‌ایم. دیگر نمی‌دانیم چه کار کنیم. به هر ساز شما رقصیدیم ولی باز دوباره شما هر کاری که دلتان می‌خواهد می‌کنید». 

همین‌طور با کتک فرنگیس را به ۲۰۹برد و بعد از آن بردن بچه‌ها به دادگاهها آغاز شد. 

مجاهد شهید قهرمان زهره قائمی 

مجاهد قهرمان زهره قائمی، یکی از فدیه‌های ملت ایران در مرحله سرنگونی رژیم ولایت فقیه و یکی از نمادهای مقاومت به هر قیمت، در برابر هیولای استبداد و فاشیسم دینی است. خودش شرح زندگیش را این‌چنین نگاشته است: 

«در خانواده‌ای متوسط در تهران متولد شدم. … سال۴۹ وارد مدرسه شدم، … کلاس چهارم بودم که پدرم به‌علت بیماری سرطان فوت کرد. … وضع مالی‌مان به نسبت وقتی که پدرم بود سطحش پایین‌تر آمده بود ولی مادرم هیچ‌وقت نمی‌گذاشت به ما بد بگذرد. ۳سال راهنمایی را در مدرسه علوی درس خواندم. به‌علت این‌که سعید محسن فامیل مان بود، برادرم سیاسی شده و با سازمان آشنا بود. که مرا هم از سال۵۶ـ۵۵ با سازمان آشنا کرد. کلاس دوم و سوم راهنمایی زندگینامه شهدا را خوانده بودم. … تابستان ۵۸همراه برادرم به انجمن میثاق رفتم و از آنجا فعالیتم را که کار تبلیغاتی بود شروع کردم».